سکه ی قلب

نه دل آزرده نه دلتنگ نه دلسوخته ام
یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام

پاسخ ساده ی من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام

روسیاه محک عشق شدن نزدیک است
سکه ی قلب زیانی است که نفروخته ام

برکه ای گفت به خود ماه به من خیره شده است
ماه خندید که من چشم به (( خود )) دوخته ام

شده ام ابر که با گریه فرو بنشانم
آتش صاعقه ای را که خود افروخته ام

 

بر گرفته از کتاب ضد

فاضل نظری

ترک گناه

مردی نزد امام حسین بن علی (ع) آمد و عرض کرد:(( من مردی گناه کارم و نمی توانم جلوی خود را از گناه و معصیت بگیرم، مرا موعظه ای فرما !))

امام(ع) به او فرمودند: پنج کار را بکن و هر چه خواستی گناه کن، نخست اینکه روزی خدا را نخور و هر چه خواستی گناه کن؛ دوم آنکه از تحت ولایت و حکومت خدا بیرون آی و هر چه خواستی گناه کن؛ سوم آنکه جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن؛ چهارم هنگامی که فرشته ی مرگ به سراغت آمد تا جانت را بگیرد او را از خود دور کن و هر چه خواستی گناه کن؛ پنجم هنگامی که مالک دوزخ تو را به دوزخ می برد وارد دوزخ نشو و هر چه خواستی گناه کن.

واحه ای در لحظه « سهراب»

به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک
روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سرتپه معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگرمی آیید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

اولین نوشته

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام یکتای بی همتا

و اما بعد

خیلی وقته به نوشتن روی وب مشغولم البته نه خیلی جدی، میشه گفت در بازه های نامنظم این کار رو دنبال کردم اما از اواخر سال گذشته تصمیم برای نوشتن جدی شد و از این به بعد تلاش میکنم تا بصورت مستمر در خدمت شما باشم

و در نهایت نه من میمانم و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی

 

میثم رستمی مردادماه 1392